شروع کسب و کار شخصی

استاندارد

یک برنامه نویس در موقعیت های متفاوت می تواند عامل مهمی در رشد یا سقوط یک شرکت IT باشد. خیلی ها با تصور اینکه چون برنامه نویس موفقی هستند باید کسب و کار خود را داشته باشند شروع به راه‌اندازی شرکت می کنند و شکست می خورند.

مشکل کجاست؟ چرا وقتی همه چیز بدون عیب کار می کند کسب و کار ما رونقی ندارد؟ این سوالی است که من از دیدگاه خودم در این نوشته پاسخ میدهم.

تصمیم

بعضی افراد خیلی احساسی تصمیم میگرند. با جمله “چون حس می کنم می‌توانم پس می توانم” شروع به کار می کنند، جالب اینکه اکثرا هم میتوانند به آن چیزی که میخواهند برسند اما کسب و کاری در میان نیست.

ساخت یک شرکت مثل ساخت یک نرم افزار نیست، نمی توان مدیریت یک شرکت را با مدیریت یک نرم افزار مقایسه کرد. رشد و شکوفایی یک کسب و کار ربطی به معماری نرم افزار ما، ادیتور یا زبان برنامه نویسی یا پایگاه‌داده ای که استفاده میکنیم ندارد. گردابی که خیلی از برنامه نویس ها از جمله خود من گرفتارش هستیم. شاید باور نکنید اما بسیاری از استارتاپ های ناموفق، نرم افزار های خیلی پیچیده و کاملی دارند.

چطور

کسب و کار های موفق فروش خوبی دارند، یعنی بازار و مخاطب خود را به خوبی میشناسند و به تمام مسایل مربوط به کسب و کار خود آگاهند.

خیلی وقت ها ایده ای را با من درمیان میگذارند که فلان نرم افزار را بنویسیم و به فلان شرکت بفروشیم در حالی که ایده پرداز هیچ دیدی نسبت به بازار، مشکلات، موانع و راه حل های آن ندارد. چگونه چنین نرم افزاری را از شما بخرند و چرا؟ این سوالی ست که شما باید قبل از شروع ساخت چنین نرم افزاری به آن پاسخ دهید. اگر نمی توانید یعنی باید بیشتر درباره کسب و کار تحقیق کنید. ایده و راه حلتان را با کسانی در میان بگذارید یا بصورت یک MVP معرفی کنید و واکنش بازار را بسنجید.

بازار

حقیقت تلخ این است که بازار به اینکه شما برنامه نویس چه زبانی هستید یا چه سیستم عاملی استفاده می کنید کاری ندارد. تنها چیزی که در بازار به موفقیت شما کمک می کند مشتری است، اگر نمی توانید مشتری پیدا کنید راه را اشتباه آمده اید.

برای موفق شدن مشتری و بازاری را انتخاب کنید که نسبت به آن شناخت داشته باشید. کسب و کاری که بدانید چگونه باید مشتری را قانع کنید که از شما خرید کند. این بازار چقدر ارزش دارد و چه سهمی از این بازار را در چه مدتی می خواهید بدست آورید؟ ARPU چه میزان خواهد بود و چه راهی برای افزایش آن دارید؟

همکار

اینکه چه کسانی تیم شما را تشکیل می دهند بسیار مهم است، افراد تیم را با دقت باید انتخاب کرد. وقتی شخصی را به تیم خود می‌آورید باید بدانید که چه روحیات و چه توانایی هایی را وارد تیم خود می کنید و مهم تر اینکه با خودتان صادق باشید. اگر احساس می کنید که در نقشی که دارید مفید نیستید به دیگران اجازه دهید آن نقش را ایفا کنند یا سعی کنید این ضعف را برطرف کنید. به خاطر داشته باشید همانطور که به یک کشور مردمش هویت می بخشند، به یک شرکت نیز کارمندانش.

رشد همکاران شما به رشد شرکت شما کمک می کند و همینطور ضعف افراد باعث ضعف شرکت می شود. از طرفی همه کارها را شما نمی توانید انجام دهید و باید بپذیرید که همکارانتان اشتباه می‌کنند و این جزئی از روند رشد شرکت است.

سرمایه‌گذار

 

کسی عاشق نرم افزار و ایده شما نیست، به پیشنهاداتی که سرمایه‌گذاران می کنند دقت کنید و مالکیت شرکتتان را به هیچ نفروشید. معمولا سرمایه‌گذاری های بزرگ مسئولیت های بزرگی به همراه خود دارند پس باید دید چه سرمایه ای در مقابل چه هزینه ای پذیرفته می شود. گاهی افراد یا شرکت ها با افزایش سرمایه خود در شرکت شما مقدار سهم شمارا کاهش می دهند و کم کم شما را از شرکت خودتان بیرون می کنند. حتما قبل از قبول یک سرمایه گذار و عقد قرارداد با یک وکیل مشورت کنید.

جمع بندی

  • قبل از اینکه شروع به ساخت یک ساختار بسیار پیچیده کنید، ایده را بصورت یک MVP پیاده کنید و واکنش بازار را مشاهده کنید.
  • ابزارتان را مطابق با نیازتان انتخاب کنید نه سلیقه یا حرف مردم.
  • از مشکلات و مسایل مربوط به کسب و کارتان اطلاع داشته باشید.
  • بازاری که واردش می شوید را بشناسید و آن را تحلیل کنید.
  • تیمتان را به دقت انتخاب کنید و بپذیرید که دیگران مثل شما امکان دارد اشتباه کنند.
  • مدیریت سازمان کار ساده ای نیست اگر سر رشته ای ندارید حتما مطالعه کنید یا مدیر مناسبی پیدا کنید.
  • اگر سرمایه‌گذاری به شما پیشنهاد داد در مورد پیشنهادش و عقد قرارداد با یک وکیل صحبت کنید تا مطمئن شوید در آینده دچار دردسر نمی شوید.

 

 

 

 

 

2 دیدگاه در “شروع کسب و کار شخصی

  1. آرش

    دانیال عزیز، نمیدونم کسب و کار شخصی خودت رو راه انداختی یا نه، اما من فکر میکنم با این دیدگاه بسیار دقیق و وسیعی که داری حتما موفق میشی به این نوشته‌ها ادامه بده.

پاسخی بگذارید